اذان دل


خانه
آرشيو
پست الكترونيك
 

یکشنبه ۱ اردیبهشت ،۱۳۸٧

 

باطن دین

 

بسم الله الرحمن الرحیم. آیا معارف و حقایق دین فقط همان چیزی است که از ظواهر آیات و روایات به دست می آید؟ آیا جز آن، حقایق و اسراری وجود ندارد؟این سخن که حقایق و معارف دینی فقط همان چیزی است که در ظواهر آیات و روایات آمده است و جز آن  اسرار دینی  و معارف الهی وجود ندارد سخنی سست و کوته اندیشانه است. شاید یکی از ادله ای که بروشنی اثبات می کند که حقایق فراوانی وجود دارد که از اسرار است وبه طور غیر صریح بیان شده است و  به طور آشکار در متون دینی(قرآن کریم و روایات) نیامده  است این روایت معتبر است که در منابع مختلف اهل سنت و شیعه آمده است که پیامبر اکرم فرمودند: ان للقرآن ظهرا و بطنا و لبطنه بطنا الی سبعة ابطن(1) یعنی قرآن ظاهر و باطنی دارد و باطنش نیز تا هفت باطن دارد و در برخی روایات آمده که باطنش تا هفتاد باطن دیگر دارد و تا هفتاد هزار باطن نیز گفته اند. البته مراد از عدد هفت و یا هفتاد و یا هفتاد هزار اشاره به مقدار عددی آن نیست بلکه اشاره به کثرت و به کمال بطنهای قرآن کریم دارد. در حدیثی از امام حسین (ع) و امام صادق(ع) نیز نقل شده است : کتاب خدا بر چهار گونه مطلب دارد: عبارت و اشاره و لطایف و حقایق. عبارتهای قرآن(ظاهر قرآن) برای توده مردم است ، و اشاره های قرآن کریم برای خواص است، و نکته های لطیفی دارد که به اولیای خدا اختصاص دارد، و حقایقی دارد که مختص انبیاء است.(2)بنابر این، بسیاری از معارف الهی در قرآن به طور آشکار بیان نشده است؛ بلکه به صورت  اشاره و لطایف و حقایق بیان شده است و از اسرار است.قرآن کریم نیز در آیه های متعدد به این نکته اشاره کرده است که:  آنانکه به ایشان علم داده شده است درجات  مراتب مختلفی دارند(آیه 11 از سوره مجادله) و درجات علمی افراد فقط ناشی از  اختلاف ایشان در کمیت دانش ایشان نیست ،بلکه کیفیت و عمق دانش آنها با یکدیگر تفاوت دارد. آگاهی از معانی باطنی قرآن کریم و اسرار آن موهبت الهی است که  در یک نگاه ،سبب آن تقوای علمی است. قرآن کریم  در آیه 282 از سوره «بقره» می فرماید:« اتقوالله  ویعلمکم الله » یعنی تقوای الهی پیشه کنید که در پی آن خدا به شما علم می دهد. بزرگترین وجه تقوا در تقوای علمی این است که بنده در برابر خداوند احساس فقر و عجز و نادانی داشته باشد و بداند که خداوند است که باید  موهبت کند و حقایق را به طور صحیح بر بنده آشکار کند. از سوی دیگر تعصب نداشتن و بنا را بر پیشفرضهای  ذهنی نگذاشتن از دیگر ضروریات برای تحقق تقوای علمی است.برای حسن خاتمه در اثبات اینکه همه  معارف و حقایق به طور صریح و آشکار در قرآن و روایات نیست و  بسیاری از حقایق به طور اشارات و لطایف و حقایق  در متون دینی پنهان است ، توجه شما را به این روایت معتبر جلب می کنم که امام صادق(ع)اذعان فرمود: سلمان چیزهایی می دانست که اگر ابوذر آن را می دانست سلمان را می کشت یا اینکه او را تکفیر می کرد.(3) البته این امر  بدان معنا نیست که ابوذر فرد با ایمانی نیست  و در دین خود مشکل دارد. همه معتقدند که ابوذر فردی بسیار با ایمان و اهل عمل بود اما نکته اینجاست که افراد از نظر سطح اندیشه دینی و از نظر قدرت درک و فهم حقایق  مختلف اند. کسی که به ظواهر آیات و روایات قانع شود  و در پی فهم بیشتر و عمیقتر از حقایق دینی نباشد  طبیعتا از نظر سطح دانش و معرفت رشد زیادی نمی کند اما آنکه عطش درک حقایق در او شدیدتر باشد امید است که خداوند او را با آب معرفت بیشتری سیراب کند.

_______________________________________ 

(1) تفسیر الصافی،فیض کاشانی؛ و المیزان، علامه طباطبایی(2) تفسیر الصافی، فیض کاشانی،(3) اصول کافی، کلینی؛ و اختیار معرفة الرجال، شیخ طوسی.

 
 

azaan del

 

 
L O G O

شماره بازديد

وضعيت من در ياهو

پيوند
درباره فیلم زینب اثر علیرضا توانا
فیض گل
آفتاب عالمتاب
موفقیت نامحدود
محبت و زیبایی
پشتيباني
Persian Blog

 
[ خانه | آرشيو | پست الكترونيك ]