بسم الله الرحمن الرحیم. به سبب مشغله ی زیاد متأسفانه نتوانستم زودتر از این پاسخ همراهان گرامی را بدهم که پوزش می طلبم.
آقای علیرضا دو سؤال پرسیده بودند : 1-برای اینکه اتفاقی بیفتد قضا و قدر و مشیت و اراده و کتاب و اجل و غیره و غیره همگی باید دخالت داشته باشند؟ چند تا ازینها هست؟ و کدامشان حتما باید باشند؟
2- در حدیثی(اصول کافی) داریم که حضرت رسول(ص) برای این سید انبیاء شدند که به سوال خداوند که آیا من پروردگار شما هستم؟ از همه بهتر و زودتر پاسخ دادند "بلی". چی باعث این تفاوت شد؟ مگر همه یکسان آفریده نشده بودند؟
اگر قرار باشد به این دو پرسش به طور مفصل و مبسوط بحث شود، به بیان مقدمات فراوانی نیاز دارد اما به طور اجمالی پاسخی تقدیم حضورتان می کنم:
آنچه شما درمورد قضا و قدر و مشیت و اراده و ... فرمودید در برخی روایات آمده است. در واقع اگر بخواهیم معنای صحیحی را برای آن بیان کنیم به این نکته اشاره دارد که هر اتفاق در زمان و مکان و شرایط رخ می دهد و مقدماتی دارد. نظام جهان همانند سیستم بدن است که سیستم های مختلف بدن بر روی هم اثر دارند. به عنوان مثال اگر کلیه بد کار کند بر روی سیستم های دیگری نظیر خون سازی اثر می گذارد. سیستم های مختلف بدن بر روی هم اثرهای گوناگونی دارند.
اگر شما با این پرسش قصد دارید که به جبر یا اختیار برسید، همان طور که خودتان نیز می دانید از جهت اینکه اراده و انتخاب ما اجمالا در اتفافات و پدیده هایی که برای ما رخ می دهد اثر دارد اختیار را نمی توان اجمالا نفی کرد و از آنجا که همه عوامل اثر گذار تحت کنترل ما نیست پس جبر را نیز اجمالا نمی توان انکار کرد . کسی که با اختیار و انتخاب خود مسافرت رفته است و از پشت ماشینی به ماشین او زده است از سویی با اراده و انتخاب خود به سفر رفته است و با انتخاب خود سرعت ماشین را کم و زیاد کرده است اما از طرفی نیز ماشین دیگر بی احتیاطی کرده است و به او زده است و کنترل و مدیریت ماشین پشتی در اختیار او نبوده است. در این میان آنچه باید گفت این است که مجموعه ای از عوامل در بروز این اتفاق نقش دخالت داشته است.
در مورد پرسش دوم نیز به طور خلاصه باید عرض کنم: روح انسان در طی دوران های متمادی رشد کرده است و اکتساب ، و موهبت الهی، هر دو در رشد روحی افراد و استعدادهای ایشان دخالت دارد. از این رو همه به تدریج تفاوت ها که حاصل کسب و موهبت بود به تدریج بیشتر و بیشتر ظاهر گردید و همچنان ظاهر می گردد.
خانم نازنین صاحب وبلاگ "محبت و زیبایی " پرسیده بودند: با انسان متوقع و متکبر اگر کسی تواضع کند آیا درست است؟ آیا این تواضع از روی ضعف او نیست؟!
انسان در قید و بند زمان و مکان است و در هر لحظه رفتار محدودی را از خود می تواند بروز دهد. این رفتار او به عوامل مختلفی ربط دارد : از جمله : به زاویه دیدِ او و توانایی او. مثلا ممکن است کسی قدرت برخورد با فرد متکبر را نداشته باشد و از این رو با او برخورد نکند و ممکن است او فرد فوق العاده مهربان و با گذشتی باشد و صفت گذشت را متجلیس می سازد ، یا اینکه او تصمیم دارد به خودسازی بپردازد لذا با خود می گوید : من در قبال بدی او به او خوبی می کنم تا خودم رشد بیشتری کنم . بستگی دارد زاویه دید شما و هدف شما چه چیزی باشد . در ضمن ، توانایی شما نیز در رفتار شما دخیل است یعنی شما کاری را که در آن هنگام توانایی آن را ندارید نمی توانید انجام دهید. در ضمن آگاهی شما در مورد رفتار طرف مقابل نیز مهم است؛ یعنی تحلیل شما از رفتار او چیست؟ آیا معتقدید که او بر اثر ناآگاهی این طور رفتار می کند یا آگاهانه است. آیا کم حوصله است و دوست دارد در حال خودش باشد یا واقعا متکبر است. پس اراده (هدف و تصمیم) و آگاهی و قدرت به عنوان سه مؤلفه در رفتار ما نقش آفرینی می کند.